سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

68

تاريخ ايران ( فارسى )

و نيابت سلطنت آنها بعهدهء اناث خويشاوندشان بوده است ولى با وجود اين تا چندين نسل اين طايفه تفوق و تسلط نظامى و جنگى خود را بر حكومات آسياى مركزى نگاهداشتند . شكست سنجر از قراختائيان 526 هجرى ( 1141 ) آتسز يك شخص با استعداد و داراى همه نوع وسايل بود و البته باينقدر كه سلطنت خود را پس از اخراجش بدست سنجر دوباره بدست آرد اكتفا نميكرد بلكه توانست در صدد انتقام و كينه‌جوئى برآمده قراختائى را تحريك و حاضر كند كه به خاك ولينعمت او حمله نمايد . جنگ سخت و خونين ما بين سنجر و قراختائيان در درهء ضرغام ( در قسمت ماوراء سيحون ) درگرفت و سنجر كه تاكنون همه جا با فتح و ظفر قرين بود براى اولين بار شكست خورد . در اين شكست كه بطوريكه معتقدند يكى از بزرگترين و هولناك‌ترين شكست مسلمانان در آسياى مركزى مىباشد . تلفات سلجوقيان يكصد هزار نفر بوده است و نتيجه اين شد كه قراختائيان مرو و نيشابور را يك چند اشغال كرده و آتسز بعنوان يكنفر فرمانرواى مستقل بخيوه برگشت . دو سال بعد سنجر قدرتى پيدا كرده به خيوه حمله برد ولى موفقيتى چندان نصيب او نشده و صلح نمود . آتسز در حدود يك سال قبل از سنجر دشمن بزرگ خود در گذشت و يك امپراطورى وسيعى به پسرش واگذاشت كه در طرف مشرق تا جند بالاى سيحون امتداد داشته است . آخرين فتح سنجر شكست و آسير گرفتن جهانسوز غورى بوده است كه بخراسان حمله كرده بود . اسارت سنجر بدست غزها 548 هجرى ( 1153 ) ما اينرا سابقا در يكمورد بمناسبت تذكر داده‌ايم كه يكى از علل عمدهء سقوط و بر افتادن سلسله‌هاى بزرگ در حركت و مهاجرتهاى عشائر صحرانشين يافت مىشود كه در فرار از يك دشمن قوى و زبردست و بدست آوردن اراضى سرسبز يا علفچر در ملك بيگانه براى سكونت خود مأيوسانه و تا آخرين لحظهء حيات جنگيده‌اند . قراختائيان پس از تأسيس سلطنت باهالى مقيم و متوطن آزارى نرساندند برعكس تركان غز را كه چادرنشين بودند از علفچر هاى خودشان راندند و غزها از رود سيحون گذشته سنجر بانها اجازه داد تا در حوالى درهء بلخ اقامت نمايند و بر تمام طايفهء غز كه چهل هزار خانوار ميشدند سالى چهل هزار